1
00:00:10,100 --> 00:00:12,360
‫چی شد که کار به اینجا کشید؟

2
00:00:14,000 --> 00:00:17,490
‫بعد از اینکه به عنوان دختر شرورِ یک بازی اوتومه تناسخ پیدا کردم،

3
00:00:17,490 --> 00:00:20,830
‫نامزدیم درست وسطِ رویدادِ محکومیتم
‫به هم خورد.

4
00:00:21,270 --> 00:00:25,630
‫بعدش شاهزاده آکواستید، یکی از شخصیت‌های
‫ادامه بازی، یهو سر و کله‌اش پیدا شد و...

5
00:00:26,900 --> 00:00:32,010
‫بانو تیارا‌رُز، افتخار می‌دی همسرم بشی؟

6
00:00:34,970 --> 00:00:37,380
‫آکواستید مارین‌فارست.

7
00:00:37,380 --> 00:00:42,470
‫اون مسیر اصلیِ داستان توی ادامه بازی
‫</i>حلقه لاپیس لازولی</i> هستش.

8
00:00:42,810 --> 00:00:46,180
‫باورم نمیشه شخصیت مورد علاقه‌ام
‫همینطوری یهویی ازم خواستگاری کرد!

9
00:00:47,260 --> 00:00:52,160
‫ولی آخه چرا باید از منِ
‫«دختر شرور» خواستگاری کنه؟

10
00:00:54,860 --> 00:00:56,660
‫م-من معذرت می‌خوام!

11
00:00:57,040 --> 00:00:59,080
‫نیازی به عذرخواهی نیست.

12
00:00:59,080 --> 00:01:01,780
‫من فقط خوشحالم که نگرانم بودید.

13
00:01:01,780 --> 00:01:08,170
‫خب، آخه... شما بین خانم‌ها
‫خیلی محبوبید، واسه همین...

14
00:01:08,170 --> 00:01:11,720
‫یعنی می‌تونم یه ذره به خودم امیدوار باشم؟

15
00:01:13,540 --> 00:01:18,980
‫امم... شاهزاده آکواستید،
‫چرا شما از من...

16
00:01:19,980 --> 00:01:21,640
‫خواستگاری کردید؟

17
00:01:22,000 --> 00:01:23,790
‫فقط یه دلیل داره.

18
00:01:25,170 --> 00:01:29,500
‫من دیوانه‌وار می‌خواستم که مالِ من بشی،
‫بانو تیارا‌رُز.

19
00:01:43,710 --> 00:01:48,610
‫{\an2}دختر شرور مورد علاقه
‫شاهزاده کشور همسایه است

20
00:03:02,750 --> 00:03:05,960
‫{\an8}شاهزاده آکوا،</b> شکر دوست داری</b>؟

21
00:03:06,790 --> 00:03:12,210
‫من اولین بار شاهزاده آکواستید رو
‫یک سال پیش توی یه مهمونی شبانه دیدم.

22
00:03:12,660 --> 00:03:15,110
‫توی آکادمی همکلاسی بودیم،

23
00:03:15,110 --> 00:03:17,260
‫ولی خب اصلاً با هم حرف نمی‌زدیم.

24
00:03:17,260 --> 00:03:19,250
‫پس چرا...

25
00:03:21,970 --> 00:03:25,880
‫من همیشه از پنجره کتابخونه نگاهت می‌کردم.

26
00:03:26,350 --> 00:03:30,360
‫چی؟ اوه، منظورتون پشت کتابخونه‌ست؟

27
00:03:30,360 --> 00:03:33,360
‫آره. دیدم که زیر سایه درخت
‫داری کتاب می‌خونی،

28
00:03:33,770 --> 00:03:35,950
‫و حالت‌های صورتت مدام تغییر می‌کرد.

29
00:03:35,950 --> 00:03:37,810
‫خیلی تو‌ دل‌برو شده بودی.

30
00:03:38,410 --> 00:03:40,320
‫تو دل‌برو؟

31
00:03:40,320 --> 00:03:45,060
‫من سعی می‌کردم برم یه جای خلوت که با فیلین
‫کتاب بخونم و شیرینی بخورم...

32
00:03:45,060 --> 00:03:47,520
‫و اون منو دیده؟!

33
00:03:48,240 --> 00:03:51,670
‫خیلی جدی داشتی اون کتاب رو می‌خوندی،

34
00:03:51,670 --> 00:03:54,880
‫ولی لحظه بعد، از خجالت سرخ شده بودی.

35
00:03:55,240 --> 00:03:57,270
‫وقتی اشک رو توی چشمات دیدم،

36
00:03:57,270 --> 00:03:59,890
‫بدجوری دلم می‌خواست بغلت کنم.

37
00:04:00,210 --> 00:04:02,510
‫خ-خواهش می‌کنم فراموشش کنید!

38
00:04:02,510 --> 00:04:03,900
‫متاسفانه نمی‌تونم.

39
00:04:04,300 --> 00:04:07,450
‫بالاخره با همیم.
‫بذار صورتت رو بیشتر ببینم.

40
00:04:07,450 --> 00:04:10,860
‫ولی... من اصلاً رو هم نمی‌شد
‫که داشتید نگاهم می‌کردید...

41
00:04:10,860 --> 00:04:15,610
‫اگه به نظر میاد داشتم دید می‌زدمت،
‫واقعاً عذر می‌خوام.

42
00:04:16,050 --> 00:04:20,110
‫ولی وقتی هر روز زیر اون درخت
‫موقع کتاب خوندن تماشات می‌کردم،

43
00:04:20,110 --> 00:04:22,880
‫روز به روز بیشتر مجذوبت می‌شدم.

44
00:04:22,880 --> 00:04:25,830
‫انقدر زیاد که حتی خودم هم تعجب کردم.

45
00:04:26,510 --> 00:04:27,570
‫واقعیت داره.

46
00:04:28,750 --> 00:04:32,790
‫ولی تو نامزد شاهزاده هارت‌نایتس بودی،

47
00:04:32,790 --> 00:04:37,400
‫و من هیچوقت نمی‌تونستم نامزد
‫یه شاهزاده خارجی رو از چنگش در بیارم.

48
00:04:38,050 --> 00:04:40,020
‫قصد داشتم احساساتم رو پیش خودم نگه دارم.

49
00:04:41,050 --> 00:04:44,230
‫بعد از اینکه دوره یک ساله تحصیل در خارجم
‫تموم شد و برگشتم خونه،

50
00:04:44,230 --> 00:04:47,870
‫به خودم گفتم که فراموشت کنم.

51
00:04:48,310 --> 00:04:49,490
‫اما بعدش...

52
00:04:49,490 --> 00:04:51,430
‫شانسی که آوردم رو باور نمی‌کردم.

53
00:04:51,430 --> 00:04:55,780
‫دیگه به سیم آخر زده بودم که نذارم
‫این فرصت از دستم بپره.

54
00:04:56,300 --> 00:04:58,190
‫یه جورایی رقت‌انگیزه، نه؟

55
00:04:58,190 --> 00:05:00,240
‫اصلاً!

56
00:05:00,240 --> 00:05:02,800
‫وقتی من اونجا تک و تنها وایساده بودم،

57
00:05:02,800 --> 00:05:06,560
‫حضور شما خیلی بهم دلگرمی داد!

58
00:05:07,010 --> 00:05:11,920
‫یکم شوکه شدم وقتی شاهزاده هارت‌نایتس
‫کار رو به جایی رسوند که تبعیدت کنه.

59
00:05:12,270 --> 00:05:15,670
‫هرچند، اگه واقعاً قرار بود تبعید بشی...

60
00:05:16,240 --> 00:05:20,160
‫به سرم زد که خودم دستتو بگیرم
‫و از اینجا ببرمت.

61
00:05:21,620 --> 00:05:23,840
‫ل-لطفاً سر به سرم نذارید!

62
00:05:24,490 --> 00:05:26,460
‫کاملاً جدی بودم.

63
00:05:28,150 --> 00:05:31,200
‫چ-چطوری می‌تونه این حرفا رو
‫انقدر خونسرد بزنه؟

64
00:05:31,200 --> 00:05:33,350
‫چون شخصیتِ یه بازی اوتومه‌ست؟

65
00:05:33,350 --> 00:05:35,730
‫یا کلاً اخلاقش اینطوریه؟

66
00:05:37,230 --> 00:05:38,730
‫بانو تیارا‌رُز؟

67
00:05:38,730 --> 00:05:41,220
‫آه، فقط...

68
00:05:41,220 --> 00:05:46,740
‫هنوزم باورم نمیشه که شما
‫انقدر به من علاقه دارید.

69
00:05:47,160 --> 00:05:49,720
‫اینکه بهم شک داری قلبم رو به درد میاره.

70
00:05:50,380 --> 00:05:54,500
‫من انقدر عاشقتم که
‫نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم.

71
00:05:59,820 --> 00:06:00,970
‫خیلی نازی.

72
00:06:00,970 --> 00:06:04,010
‫ولی متاسفانه انگار رسیدیم.

73
00:06:10,400 --> 00:06:13,280
‫ممنون که تا خونه همراهیم کردید.

74
00:06:13,280 --> 00:06:17,240
‫بانو تیارا‌رُز، می‌خوام
‫دعوتت کنم که بریم سر قرار.

75
00:06:17,240 --> 00:06:19,020
‫می‌تونم یکم از وقتت رو بگیرم؟

76
00:06:19,670 --> 00:06:20,940
‫با کمال میل.

77
00:06:21,590 --> 00:06:24,120
‫من دیگه از آکادمی فارغ‌التحصیل شدم،

78
00:06:24,120 --> 00:06:26,090
‫برای همین کلی وقت دارم.

79
00:06:26,460 --> 00:06:29,250
‫پس سه روز دیگه میام دنبالت. منتظرم باش.

80
00:06:30,660 --> 00:06:33,180
‫لغو نامزدی! تبعید!

81
00:06:33,180 --> 00:06:37,500
‫اون احمق چطور جرأت کرد همچین چیزایی
‫به تیارا‌رُزِ نازنین من بگه؟!

82
00:06:37,760 --> 00:06:41,430
‫فکر کن بانو تیارا‌رُز عزیزمون رو
‫پس بزنی!

83
00:06:41,430 --> 00:06:44,430
‫اون شاهزاده احمق دیگه آدم بشو نیست!

84
00:06:44,430 --> 00:06:48,850
‫ولی خوشحالم که وقتی هنوز نامزد بودن،
‫فهمیدیم اون شاهزاده چه جور آدمیه.

85
00:06:48,850 --> 00:06:52,070
‫شاهزاده آکواستید خیلی جذاب نبود؟

86
00:06:52,070 --> 00:06:52,890
‫ها؟!

87
00:06:52,890 --> 00:06:56,650
‫خب تیارا‌رُز، می‌خوای چه جوابی بهش بدی؟

88
00:06:57,100 --> 00:07:00,390
‫نامزدیت با شاهزاده هارت‌نایتس به هم خورده،

89
00:07:00,390 --> 00:07:05,460
‫و شاهزاده آکواستید رسماً
‫از شما خواستگاری کرده.

90
00:07:06,060 --> 00:07:11,490
‫چه حسی نسبت به شاهزاده آکواستید داری،
‫بانو تیارا‌رُز؟

91
00:07:11,970 --> 00:07:16,600
‫شاهزاده آکواستید خیلی از سر من زیاده.

92
00:07:17,560 --> 00:07:21,080
‫ازدواج یه دختر شرور با ولیعهد
‫کشور همسایه...

93
00:07:21,490 --> 00:07:24,100
‫اصلاً همچین آینده‌ای ممکنه؟

94
00:07:31,120 --> 00:07:32,140
‫در رو باز کن.

95
00:07:32,140 --> 00:07:33,420
‫نمی‌تونم سرورم.

96
00:07:33,420 --> 00:07:37,140
‫اعلیحضرت دستور دادن نذارم برید تو.

97
00:07:37,140 --> 00:07:38,800
‫زیاد نمی‌مونم.

98
00:07:38,800 --> 00:07:41,400
‫فقط می‌خوام ببینم حال آکاری چطوره.

99
00:07:41,400 --> 00:07:42,230
‫بله، اما...

100
00:07:42,230 --> 00:07:47,150
‫خواهش می‌کنم. من فهمیدم که قضاوتم
‫شاید اشتباه بوده.

101
00:07:51,350 --> 00:07:55,450
‫باید با آکاری حرف بزنم تا مطمئن بشم.

102
00:07:58,330 --> 00:08:00,260
‫شاهزاده هارت‌نایتس!

103
00:08:00,580 --> 00:08:01,610
‫آکاری.

104
00:08:01,610 --> 00:08:04,370
‫دلم براتون تنگ شده بود، شاهزاده!

105
00:08:04,370 --> 00:08:06,180
‫نمی‌ذارن از این اتاق برم بیرون،

106
00:08:06,180 --> 00:08:09,060
‫و هیچ کاری هم نیست که اینجا بکنم.

107
00:08:09,060 --> 00:08:11,050
‫فکر کردم از بی‌حوصلگی می‌میرم!

108
00:08:11,470 --> 00:08:12,870
‫بی‌حوصلگی؟

109
00:08:12,870 --> 00:08:15,630
‫یعنی اتفاقی که توی جشن افتاد
‫اصلاً براش مهم نیست؟

110
00:08:15,630 --> 00:08:17,560
‫حتی یه ذره هم تو فکرش نبوده؟

111
00:08:17,880 --> 00:08:23,200
‫ولی می‌دونی، تو خوابم هم نمی‌دیدم شاهزاده
‫آکوا اون حرفا رو به بانو تیارا بزنه.

112
00:08:23,200 --> 00:08:27,280
‫فقط امیدوارم که گولش نزده باشه.

113
00:08:28,490 --> 00:08:32,480
‫آکاری، حرفی که تیارا اون روز زد حقیقت داشت؟

114
00:08:32,480 --> 00:08:34,580
‫اینکه هیچ کار اشتباهی نکرده؟

115
00:08:34,580 --> 00:08:35,490
‫ها؟

116
00:08:35,490 --> 00:08:39,130
‫یادمه یه حس بدی داشتم چون باهام بد بود...

117
00:08:39,640 --> 00:08:43,900
‫ولی من تو رو کنارم داشتم،

118
00:08:43,900 --> 00:08:46,590
‫و اون خیلی بهم دلگرمی می‌داد!

119
00:08:49,720 --> 00:08:51,470
‫شاهزاده هارت‌نایتس؟

120
00:08:51,470 --> 00:08:55,230
‫بانو تیارا چیزی بهتون گفتن؟

121
00:08:55,230 --> 00:08:57,590
‫از اون موقع تا حالا ندیدمش.

122
00:08:57,590 --> 00:08:59,310
‫حق دیدنش رو ندارم.

123
00:09:02,260 --> 00:09:06,010
‫دختر شرور حتی بعد از تموم شدن داستان
‫بازم درگیر ماجراست؟

124
00:09:06,860 --> 00:09:07,800
‫ها؟

125
00:09:07,800 --> 00:09:10,900
‫من تحمل ندارم اینجا زندانی باشم!

126
00:09:10,900 --> 00:09:14,870
‫چقدر دیگه باید صبر کنم
‫تا بتونم با تو باشم؟

127
00:09:15,900 --> 00:09:18,080
‫فکر کنم قراره یکم طول بکشه.

128
00:09:18,080 --> 00:09:19,830
‫لطفاً عجله کن!

129
00:09:19,830 --> 00:09:22,870
‫تازه، همه چیز رو درباره
‫شاهزاده آکوا هم بهم بگو!

130
00:09:23,810 --> 00:09:24,850
‫چرا؟

131
00:09:24,850 --> 00:09:26,130
‫امم...

132
00:09:26,610 --> 00:09:28,770
‫بعد از کاری که بانو تیارا با من کرد،

133
00:09:28,770 --> 00:09:31,820
‫می‌خوام قبل از اینکه اونم آسیب ببینه
‫نجاتش بدم!

134
00:09:32,940 --> 00:09:35,600
‫شاهزاده هارت‌نایتس، وقت تمومه.

135
00:09:36,620 --> 00:09:38,160
‫لطفاً هنوز نرو!

136
00:09:38,160 --> 00:09:39,810
‫وقتشون تموم شده.

137
00:09:39,810 --> 00:09:42,560
‫صبر کن، شاهزاده!

138
00:09:44,850 --> 00:09:48,260
‫شاید اشتباهی کردم که
‫هیچوقت نشه جبرانش کرد...

139
00:09:52,400 --> 00:09:54,980
‫پایان رویداد جشن فارغ‌التحصیلی

140
00:09:54,980 --> 00:09:57,030
‫نشونه‌ی پایانِ تمام رویدادهای بازی بود.

141
00:09:57,610 --> 00:09:59,910
‫از اینجا به بعد قراره چی بشه؟

142
00:10:01,070 --> 00:10:04,060
‫شاهزاده آکوا شخصیت اصلی ادامه بازیه.

143
00:10:04,060 --> 00:10:09,840
‫نمی‌تونم آینده‌ای رو تصور کنم که من،
‫یعنی دختر شرور، همسرش بشم.

144
00:10:11,710 --> 00:10:14,490
‫اگه ادامه بازی قهرمانِ خودشو داشته باشه،

145
00:10:14,490 --> 00:10:18,470
‫ممکنه نظر شاهزاده آکوا هم عوض بشه.

146
00:10:18,980 --> 00:10:21,030
‫درست مثل شاهزاده هارت‌نایتس.

147
00:10:36,450 --> 00:10:38,700
‫شاهزاده آکواستید؟!

148
00:10:38,700 --> 00:10:41,410
‫شب بخیر، بانو تیارا‌رُز.

149
00:10:41,850 --> 00:10:44,090
‫امشب ماه زیبا نیست؟

150
00:10:44,630 --> 00:10:46,420
‫ولی... چرا شما...

151
00:10:47,920 --> 00:10:49,880
‫ببخشید که این وقت شب اومدم.

152
00:10:50,830 --> 00:10:52,780
‫می‌دونم خیلی یهوییه،

153
00:10:52,780 --> 00:10:56,550
‫ولی یه چیزی هست که
‫حتماً باید بهت نشون بدم.

154
00:10:56,880 --> 00:10:58,330
‫واقعاً؟

155
00:10:58,330 --> 00:11:02,110
‫فستیوال ستاره پریان رو می‌شناسی؟

156
00:11:02,110 --> 00:11:03,640
‫اوه، بله.

157
00:11:03,640 --> 00:11:05,560
‫می‌خواستم اونو بهت نشون بدم.

158
00:11:05,560 --> 00:11:06,910
‫چی؟

159
00:11:07,310 --> 00:11:19,030
‫فستیوال ستاره پریان

160
00:11:08,030 --> 00:11:10,100
‫فستیوال ستاره پریان.

161
00:11:10,100 --> 00:11:13,400
‫این یه رویداد توی یکی از قسمت‌های
‫</i>حلقه لاپیس لازولی</i> هستش

162
00:11:13,400 --> 00:11:17,900
‫که قهرمان بازی با شخصیتی که از همه
‫بهش نزدیک‌تره تماشاش می‌کنه.

163
00:11:19,210 --> 00:11:21,580
‫ولی الان که فصلش نیست، هست؟

164
00:11:22,290 --> 00:11:23,510
‫بیاید، پری‌ها!

165
00:11:26,660 --> 00:11:28,020
‫باد میاد...

166
00:11:29,540 --> 00:11:31,550
‫نمی‌تونیم بذاریم سرما بخوری.

167
00:11:32,460 --> 00:11:34,440
‫ممنونم.

168
00:11:34,440 --> 00:11:39,460
‫ولی الان ممکنه خودتون سرما بخورید.

169
00:11:39,460 --> 00:11:42,100
‫من طوریم نمیشه. بدنم رو خوب ساختم.

170
00:11:42,460 --> 00:11:44,090
‫ببخشید اگه یکم زورگویی کردم.

171
00:11:44,090 --> 00:11:47,030
‫اوه، نه، من... امم...

172
00:11:47,030 --> 00:11:48,600
‫خیلی خوشحالم.

173
00:11:49,240 --> 00:11:50,680
‫بانو تیارا‌رُز...

174
00:11:51,700 --> 00:11:52,700
‫بله؟

175
00:11:54,270 --> 00:11:58,470
‫اوه، چیکار کنم؟ منم خیلی خوشحالم.

176
00:11:59,650 --> 00:12:02,460
‫تقریباً حس می‌کنم دارم کاری رو می‌کنم
‫که نباید بکنم.

177
00:12:02,460 --> 00:12:05,520
‫م-من، امم...

178
00:12:10,250 --> 00:12:11,720
‫آسمون رو ببین.

179
00:12:19,070 --> 00:12:21,670
‫وایی! فوق‌العاده‌ست!

180
00:12:22,070 --> 00:12:23,980
‫شاهزاده آکواستید...

181
00:12:32,440 --> 00:12:36,060
‫خوشحالم که دوستش داشتی، بانو تیارا‌رُز.

182
00:12:38,630 --> 00:12:41,040
‫چشمای طلاییش مثل ستاره‌هان.

183
00:12:41,640 --> 00:12:43,790
‫حس می‌کنم دارن منو می‌کشن تو خودشون...

184
00:12:48,870 --> 00:12:51,920
‫{\an8}دختر شرور مورد علاقه
‫شاهزاده کشور همسایه است

185
00:12:54,700 --> 00:12:58,960
‫هارت‌نایتس، شنیدم رفتی دیدن بانو آکاری.

186
00:12:59,510 --> 00:13:03,010
‫ب-بله. عذر می‌خوام که سرخود عمل کردم.

187
00:13:03,010 --> 00:13:06,520
‫خب، چیزی هم دستگیرت شد؟

188
00:13:08,880 --> 00:13:12,690
‫فهمیدم که حرفای آکاری رو بدون اینکه
‫حتی زیر سوال ببرمشون باور کردم.

189
00:13:12,690 --> 00:13:15,110
‫باید بیشتر به حرف بانو تیارا‌رُز
‫گوش می‌کردم.

190
00:13:15,500 --> 00:13:18,990
‫بانو تیارا‌رُز هم همین حرف رو زد.

191
00:13:18,990 --> 00:13:19,950
‫چی؟

192
00:13:19,950 --> 00:13:24,780
‫من ازش بابت اون اوقات تلخی که گذروند
‫عذرخواهی کردم،

193
00:13:24,780 --> 00:13:28,290
‫ولی اون اصلاً تو رو سرزنش نکرد.

194
00:13:28,290 --> 00:13:33,290
‫می‌گفت: «منم باید بیشتر با شاهزاده
‫هارت‌نایتس حرف می‌زدم.»

195
00:13:33,290 --> 00:13:36,250
‫شما دو تا قبلاً همش با هم حرف می‌زدید،
‫مگه نه؟

196
00:13:38,220 --> 00:13:39,220
‫بله.

197
00:13:39,880 --> 00:13:41,500
‫شاهزاده هارت‌نایتس!

198
00:13:41,500 --> 00:13:45,600
‫نباید وسط ساعت مطالعه جیم بزنید
‫و واسه معلممون دردسر درست کنید!

199
00:13:45,600 --> 00:13:48,120
‫همه اولش از شدت اضطراب می‌لرزن.

200
00:13:48,120 --> 00:13:50,030
‫منم دارم می‌لرزم.

201
00:13:50,030 --> 00:13:51,810
‫بیا با هم تلاشمون رو بکنیم.

202
00:13:52,270 --> 00:13:56,110
‫با اعتماد به نفس رفتار کن!
‫مگه تو ولیعهد نیستی؟

203
00:13:56,740 --> 00:14:00,240
‫تیارا مدام دعوام می‌کرد.

204
00:14:00,240 --> 00:14:04,840
‫چون تمرکزش همیشه رویِ آینده‌ی کشور بود.

205
00:14:04,840 --> 00:14:08,990
‫هر چی می‌گفت از روی نگرانی برای
‫آینده‌ی تو به عنوان ولیعهد بود.

206
00:14:08,990 --> 00:14:13,860
‫آره. اصلاً نمی‌دونستم تیارا
‫انقدر بهم اهمیت میده.

207
00:14:14,600 --> 00:14:17,250
‫و با این حال من...

208
00:14:17,660 --> 00:14:22,510
‫هر چقدر هم که پشیمون باشی،
‫پایان نامزدیتون دیگه برگشت‌ناپذیره.

209
00:14:25,900 --> 00:14:30,270
‫چون دارم با یه ولیعهد میرم بیرون،
‫مهمه که ظاهرم باوقار و چشم‌گیر باشه،

210
00:14:30,580 --> 00:14:34,100
‫ولی لباسم باید یه جوری باشه که هر جا رفتیم
‫توی ذوق نزنه.

211
00:14:34,100 --> 00:14:37,200
‫سفید خوبه، ولی شاید بهتر باشه آبی بپوشم؟

212
00:14:37,200 --> 00:14:39,520
‫فیلین، نظرت چیه؟

213
00:14:41,320 --> 00:14:43,990
‫خیلی داره بهتون خوش می‌گذره، بانو تیارا‌رُز.

214
00:14:43,990 --> 00:14:45,460
‫ها؟

215
00:14:45,460 --> 00:14:47,810
‫هر چی نباشه اولین قرارتونه.

216
00:14:48,810 --> 00:14:53,320
‫راست میگی، من هیچوقت با شاهزاده هارت‌نایتس
‫سرِ قرار نرفته بودم.

217
00:14:56,750 --> 00:14:59,170
‫این یه گیره موی ساخته شده از مرجانه،

218
00:14:59,170 --> 00:15:02,740
‫سوغاتِ مارین‌فارست، کشورِ شاهزاده آکواستید.

219
00:15:03,130 --> 00:15:05,230
‫فکر کنم این دیگه زیاده‌رویه.

220
00:15:05,230 --> 00:15:07,160
‫خیلی بهتون میاد.

221
00:15:07,160 --> 00:15:13,140
‫و عالیجناب حتماً خیلی خوشحال میشن
‫وقتی ببینن ازش استفاده کردید.

222
00:15:17,080 --> 00:15:19,500
‫قلبم داره تو سینه‌ام می‌کوبه،

223
00:15:19,500 --> 00:15:22,090
‫و پاهام انگار دارن روی ابرها راه میرن.

224
00:15:24,570 --> 00:15:27,300
‫هیچوقت همچین حسی نداشتم.

225
00:15:33,910 --> 00:15:38,170
‫نمی‌دونستم همچین جای قشنگی وجود داره!

226
00:15:39,010 --> 00:15:41,770
‫خیلی خوشحالم که خوشت اومده.

227
00:15:44,760 --> 00:15:47,540
‫من یکم شیرینیِ مادلین و کوکی پختم.

228
00:15:47,540 --> 00:15:48,910
‫میل دارید؟

229
00:15:49,270 --> 00:15:52,680
‫خودت درستشون کردی؟ برای من؟

230
00:15:53,480 --> 00:15:54,640
‫با کمال میل.

231
00:15:57,530 --> 00:15:59,060
‫خوشمزه‌ست!

232
00:15:59,380 --> 00:16:00,770
‫خیلی خوشحالم!

233
00:16:00,770 --> 00:16:04,020
‫من عاشقِ خوردن شیرینی‌ام،

234
00:16:04,020 --> 00:16:06,410
‫ولی عاشقِ درست کردنشون هم هستم!

235
00:16:06,410 --> 00:16:09,820
‫شیرینی‌های خوشمزه باعث خوشحالیِ
‫کسایی میشن که می‌خورنشون!

236
00:16:10,760 --> 00:16:14,610
‫اون مادلین‌ها یکی از محبوب‌ترین‌های منن.

237
00:16:14,610 --> 00:16:17,620
‫سبک و پفکی‌ان، ولی کاملاً لطیف.

238
00:16:17,620 --> 00:16:21,560
‫با چای، کاکائو و خیلی نوشیدنی‌های دیگه
‫خیلی می‌چسبن.

239
00:16:22,520 --> 00:16:24,990
‫یه بار یه سبدِ کامل پر درست کردم،

240
00:16:24,990 --> 00:16:29,620
‫بعدش محوِ خوندنِ کتاب شدم و قبل از اینکه
‫بفهمم، سبد خالی شده بود.

241
00:16:30,340 --> 00:16:34,870
‫خدمتکارم، فیلین، داشت سکته می‌کرد،
‫می‌گفت زیادی خوردم.

242
00:16:36,810 --> 00:16:40,310
‫تو واقعاً عاشق شیرینی و کتابی، مگه نه؟

243
00:16:40,310 --> 00:16:43,750
‫اوه... این حرفم یکم
‫دور از شأن بود، نه؟

244
00:16:43,750 --> 00:16:45,270
‫اصلاً.

245
00:16:45,270 --> 00:16:49,030
‫وقتی راجع به شیرینی حرف می‌زنی
‫خیلی تو‌ دل‌برو میشی.

246
00:16:49,030 --> 00:16:50,940
‫می‌تونم تا ابد به حرفات گوش بدم.

247
00:16:51,330 --> 00:16:54,430
‫خواهش می‌کنم انقدر لوسم نکنید.

248
00:16:58,850 --> 00:17:00,080
‫کوکی‌ها هم خوشمزه‌ان.

249
00:17:01,580 --> 00:17:03,730
‫بیا. دهنتو باز کن.

250
00:17:03,730 --> 00:17:05,250
‫چ-چ-چ...

251
00:17:05,250 --> 00:17:08,220
‫مگه شاهزاده آکواستید اهلِ این کاراست؟!

252
00:17:08,590 --> 00:17:09,570
‫زود باش.

253
00:17:19,320 --> 00:17:21,170
‫موقع خوردن هم نازی.

254
00:17:21,920 --> 00:17:26,440
‫میگم، بانو تیارا‌رُز...
‫اگه اشکالی نداره...

255
00:17:28,800 --> 00:17:31,950
‫میشه «تیارا» صدات کنم؟

256
00:17:33,450 --> 00:17:37,450
‫بله، البته، شاهزاده آکواستید.

257
00:17:37,890 --> 00:17:39,800
‫خیلی خوشحالم!

258
00:17:39,800 --> 00:17:42,860
‫تیارا، لطفاً من رو «آکوا» صدا کن.

259
00:17:42,860 --> 00:17:45,060
‫ش-شاهزاده آکوا...

260
00:17:45,930 --> 00:17:50,950
‫وقتی شاهزاده هارت‌نایتس تیارا صدام می‌کرد
‫هیچ حسی نداشتم.

261
00:17:53,290 --> 00:17:56,430
‫چیکار کنم؟ خیلی خوشحالم، تیارا.

262
00:17:56,430 --> 00:18:02,520
‫ا-اگه انقدر بیایم نزدیک،
‫متوجه میشه قلبم داره چقدر تند می‌زنه!

263
00:18:03,690 --> 00:18:06,180
‫قلبِ اونم داره تند می‌زنه؟

264
00:18:06,690 --> 00:18:09,400
‫ی-یکم خجالت کشیدم...

265
00:18:09,400 --> 00:18:12,090
‫خیلی یهویی بود، نه؟ ببخشید.

266
00:18:12,090 --> 00:18:16,520
‫ولی، تیارا، قیافه‌ت الان جوریه که انگار
‫منتظری بوست کنم.

267
00:18:18,790 --> 00:18:19,810
‫حیف شد.

268
00:18:22,290 --> 00:18:25,120
‫برنامه ریخته بودم که بیشتر بریم سر قرار
‫و سر فرصت پیش بریم،

269
00:18:25,120 --> 00:18:26,560
‫ولی فایده نداره.

270
00:18:26,560 --> 00:18:30,500
‫وقتی درست روبرومی،
‫دست خودم نیست، می‌خوامت.

271
00:18:30,980 --> 00:18:34,010
‫تیارا، میشه یه خواهشی ازت بکنم؟

272
00:18:34,560 --> 00:18:37,410
‫بله، اگه از دستم بربیاد.

273
00:18:37,410 --> 00:18:38,680
‫ممنون.

274
00:18:38,680 --> 00:18:41,180
‫میشه بهم یه کوکی بدی؟

275
00:18:41,640 --> 00:18:42,640
‫چی؟

276
00:18:50,300 --> 00:18:53,170
‫حس می‌کنم دارم به یه حیوون خونگی غذا میدم.

277
00:18:54,540 --> 00:18:57,220
‫کوکی‌هات طعم خیلی ملایمی دارن.

278
00:18:57,220 --> 00:18:59,050
‫می‌تونم تا ابد بخورمشون.

279
00:18:59,050 --> 00:19:01,040
‫ممنون که اینو میگید.

280
00:19:03,480 --> 00:19:06,830
‫اینکه داری از این گیره مو استفاده می‌کنی
‫معنیش اینه که...

281
00:19:06,830 --> 00:19:08,210
‫می‌تونم به خودم امیدوار باشم؟

282
00:19:12,620 --> 00:19:14,450
‫خیلی احساس خوشبختی می‌کنم.

283
00:19:19,790 --> 00:19:24,390
‫نمی‌دونم از اینجا به بعد قراره چه بلایی
‫سرِ من، دختر شرور، بیاد.

284
00:19:25,120 --> 00:19:28,740
‫ولی اگه شاهزاده آکوا
‫انقدر بهم علاقه داره...

285
00:19:33,350 --> 00:19:35,650
‫پدر، می‌خوام باهاتون صحبت کنم.

286
00:19:35,910 --> 00:19:39,280
‫البته. در مورد شاهزاده آکواستیده، نه؟

287
00:19:39,980 --> 00:19:42,240
‫دخترمو اونقدری می‌شناسم که حدس بزنم.

288
00:19:42,240 --> 00:19:44,650
‫پس می‌خوای قبول کنی؟

289
00:19:44,650 --> 00:19:48,170
‫بله. لطفاً اجازه بدید، پدر.

290
00:19:48,690 --> 00:19:51,610
‫ناراحت میشم که دخترم قراره
‫عروسِ یه کشور دیگه بشه،

291
00:19:51,610 --> 00:19:55,010
‫ولی دیدن شادی و لبخندِ تو
‫از همه چی برام مهم‌تره.

292
00:19:59,300 --> 00:20:02,860
‫خوش اومدید، بانو تیارا‌رُز.

293
00:20:03,620 --> 00:20:07,730
‫من «الیوت» هستم، پیشکارِ شاهزاده آکواستید.

294
00:20:04,270 --> 00:20:07,730
‫الیوت

295
00:20:04,270 --> 00:20:07,730
‫الیوت

296
00:20:08,540 --> 00:20:10,850
‫عذر می‌خوام که ملاقاتم انقدر یهویی بود.

297
00:20:10,850 --> 00:20:12,870
‫نیازی به عذرخواهی نیست.

298
00:20:12,870 --> 00:20:16,500
‫شاهزاده آکواستید
‫واقعاً از خوشحالی بال در آوردن.

299
00:20:16,500 --> 00:20:17,990
‫از این طرف لطفاً.

300
00:20:17,990 --> 00:20:21,030
‫لاپیس لازولی کشور فوق‌العاده‌ایه، مگه نه؟

301
00:20:21,030 --> 00:20:24,280
‫تزئیناتی که اینجا ساخته میشه
‫مخصوصاً خیلی دلبرن.

302
00:20:24,280 --> 00:20:27,500
‫ما صنعتگرای خیلی ماهری داریم
‫که سخت روشون کار می‌کنن.

303
00:20:27,500 --> 00:20:30,850
‫و مارین‌فارست هم غنی از مرجان‌های طبیعی،
‫مروارید،

304
00:20:30,850 --> 00:20:33,690
‫و بقیه جواهراتِ دریاییه، درسته؟

305
00:20:33,690 --> 00:20:36,010
‫رویای هر دختریه.

306
00:20:36,010 --> 00:20:38,050
‫ممنون که اینطور میگید.

307
00:20:38,050 --> 00:20:41,260
‫شاهزاده آکواستید هم خوشحال میشن.

308
00:20:42,790 --> 00:20:43,720
‫تیارا؟

309
00:20:45,220 --> 00:20:47,250
‫شاهزاده هارت‌نایتس؟

310
00:20:48,920 --> 00:20:50,980
‫تیارا، تو چرا اینجایی؟

311
00:20:50,980 --> 00:20:54,480
‫اوه... اومدی شاهزاده آکواستید رو ببینی؟

312
00:20:55,770 --> 00:20:56,620
‫بله.

313
00:21:00,500 --> 00:21:02,810
‫بابت اتفاقاتِ جشن فارغ‌التحصیلی معذرت می‌خوام!

314
00:21:03,170 --> 00:21:04,010
‫ها؟

315
00:21:05,990 --> 00:21:09,750
‫شاهزاده هارت‌نایتس،
‫لطفاً سرتون رو بالا بگیرید!

316
00:21:09,750 --> 00:21:11,230
‫اما...

317
00:21:11,230 --> 00:21:14,220
‫یکی از اعضای خانواده سلطنتی
‫نباید جلوی هر کسی تعظیم کنه.

318
00:21:16,830 --> 00:21:19,960
‫همیشه بابتِ همه چیز بهم تذکر میدادی.

319
00:21:22,060 --> 00:21:24,760
‫ممنونم که انقدر برام زحمت کشیدی.

320
00:21:25,100 --> 00:21:28,130
‫خیلی خوشحالم که متوجه شده.

321
00:21:28,590 --> 00:21:33,550
‫واقعاً خوشحالم که می‌بینم شخصیتی که تو زندگی
‫قبلیم عاشقش بودم دوباره سر عقل اومده.

322
00:21:34,900 --> 00:21:35,910
‫تیارا...

323
00:21:47,760 --> 00:21:50,530
‫بگو ببینم، شاهزاده هارت‌نایتس...

324
00:21:53,800 --> 00:21:58,140
‫داشتی با نامزدِ محبوبِ من چیکار می‌کردی؟

325
00:23:29,930 --> 00:23:39,940
‫{\an8}خواستگاری شیرین‌تر از عسل

326
00:23:29,930 --> 00:23:39,940
‫{\an8}خواستگاری شیرین‌تر از عسل

327
00:23:30,930 --> 00:23:32,950
‫من همیشه داشتم تماشات می‌کردم.

328
00:23:32,950 --> 00:23:36,230
‫می‌خوام باهات حرف بزنم.
‫می‌خوام لمست کنم.

329
00:23:36,230 --> 00:23:38,810
‫می‌خوام احساساتی رو که
‫توی سینه‌ام لبریز شده بهت بگم.

